کلمات و اصطلاحات مربوط به خواب – آموزش زبان انگلیسی

کلمات و اصطلاحات مربوط به خواب

⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
?to take a nap
چرت زدن

?I like to take a nap every day after lunch
دوست دارم هر روز بعد از نهار یه چرتی بزنم.

?to nod off
چرت زدن (به شکل ناگهانی) مثلا جلوی تلوزیون، توی اتوبوس، مترو…

?I nodded off once or twice during the movie.
یکی دو بار وسط فیلم خوابم برد/ چرت زدم.

? to passed out
از روی خستگی غش کردن

?I was so tired that I went straight to bed and immediately passed out.
انقدر خسته بودم که یه راست رفتم تو تختخواب و از خستگی غش کردم.

?to stay up late
تا دیروقت بیدار موندن

?My dad always stays up late and watches soccer match.
بابام همیشه شب ها تا دیروقت بیدار میمونه و فوتبال میبینه.

?to move around
غلت زدن

?I move around a lot while sleeping.
تو خواب زیاد غلت میزدم

?to toss and turn
از روی بیخوابی وول خوردن/ غلت زدن

?I didn’t sleep a wink. I was tossing and turning all night long.
یه ذره هم نخوابیدم، تمام شب رو داشتم تو جام وول میخوردم.

?to sleeps on (someone’s) back
طاق باز خوابیدن

? to sleep on (someone’s) side
خوابیدن به دمر/ به پهلو

?to sleep on (someone’s) stomach
روی شکم خوابیدن

?My cheeks really hurt. I was sleeping on my side all night .
گونه هام درد میکنه. تمام شب بیدار بودم
?to oversleep
خواب موندن

?Damn! I overslept again!
لعنت به من! دوباره خواب موندم

?to get up at the crack of dawn
خروس خون بیدار شدن ، کله سحر بیدار شدن

?I have to get up at the crack of dawn to get to work on time.

مجبورم صبح خروس خون بیدار شم تا به موقع برسم سرکار.

?night owl
کسی که شب تا دیروقت بیدار میمونه

?early bird
آدم سحر خیز

Tags: , , , , , , ,